تبلیغات
خورشید آسمان هشتم - شخصیت سیاسى امام

-
تمام عمر امام رضا(ع)، چه آن زمان كه هنوز به مقام امامت نرسیده بود و چه آن گاه كه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام موسى كاظم(ع)، مسئولیت امامت و رهبرى شیعیان را بر عهده داشت، در زمان حكومت عباسیان بود.
عباسیان با ادعاى انتساب به پیامبر اكرم(ص)، و با بهره گیرى از احساسات مردم بر ضد امویان، توانستند آنان را از حكومت كنار بزنند و خود بر تخت فرمانروایى مسلمانان بنشینند. با سركوب امویان، آنان دیگر قدرت و توانى نداشتند كه خطر مهمى براى عباسیان به شمار روند. عباسیان تنها خطر براى حكومت خود را شیعیانى مى دانستند كه با فرمانبرى از امامان معصوم، حاكمان آن روزگار را ناحق مى شمردند و مى كوشیدند تا آنان را از حكومت ساقط كنند.
بنابراین، دشمن شماره یك حاكمان عباسى ، امامان شیعه بودند و به همین دلیل است كه همه امامانى كه در روزگار این حاكمان ستمگر مى زیستند، به دست آنان به شهادت رسیدند.... عباسیان ستم پیشه به اندازه اى بر شیعیان فشار آوردند و آنان را مورد تهدید و شكنجه و آزار و تبعید و آوارگى قرار دادند كه حتى تاریخ نویسان نیز از بازگو كردن آن دچار شرمندگى شده اند.


در نمودار پایین نشان داده ایم كه امام رضا(ع) با چه كسانى از حاكمان عباسى هم دوره بوده است.

ده سال از دوران امامت حضرت رضا(ع)، با حكومت هارون همزمان بود. در این ده سال، موقعیت مناسبى براى مبارزه علنى و رسمى براى امام رضا(ع) پدید نیامد و بیشتر تلاش سیاسى امام به صورت پنهانى رهبرى مى شد، اما در گوشه گوشه سرزمینهاى مسلمانان جنبشها و قیامهاى پیاپى شیعیان، حكومت عباسى را به تنگ آورده و هارون در برخورد با آنها دچار سردرگمى شده بود. به این گفت و گو كه میان هارون و یكى از درباریان قدرتمند وى رد و بدل شده است توجّه كن:
_ اى هارون! این على بن موسى است، كه بر جاى پدر خویش تكیه زده و امامت و رهبرى شیعیان را از آن خود مى داند. چه باید كرد؟
_ آن خطایى كه در كشتن پدرش موسى مرتكب شدیم براى ما بس است! یعنى مى خواهى تمام آنان را بكشم؟! مگر مى شود؟
اما... در میان همه حاكمان عباسى ، مأمون چهره اى دیگر داشت. او كه برادر خود، امین را كشت تا خود به حكومت برسد، در برخورد با شیعیان و به ویژه شخص امام رضا(ع) از راهى دیگر وارد شد و شیوه اى دیگر را در پیش گرفت.
در این جا خوب است به چند نمونه از اظهار نظر تاریخ نویسان درباره شخصیت پیچیده مأمون آگاه شوى تا دریابى كه امام رضا(ع) با چه انسان مرموزى روبرو بوده است.
یكى مى گوید:
مأمون از نظر دوراندیشى ، اراده قوى ، بردبارى ، دانش، زیركى ، بزرگى ، شجاعت و جوانمردى از همه عباسیان برتر بود.
دیگرى مى نویسد:
مأمون در عین حال كه در مجالس عیش و نوش شركت مى جست، به كتاب و فلسفه و بحث و جدل و مناظره علمى و مباحث فقهى و... علاقه شدید داشت!
دیگرى مى گوید:
گاهى مانند یك دیندار دلسوز، مردم را به علت كوتاهى در نماز و فرو رفتن در لذات و پیروى از شهوات و... نكوهش مى كرد و آنان را از عذاب الهى مى ترساند، و زمانى خودش در بزم خوشگذرانى و مجالس عیش و نوش شركت مى نمود.
یكى هم چنین اظهار مى دارد:
مأمون زیرك ترین حاكمان عباسى و داناترین ایشان به فقه و كلام بود.
... و از این یك بشنو كه مى گوید:
مأمون روزى ادعاى تشیع مى كرد و وجودش را لبریز از دوستى و عشق به على (ع) نشان مى داد و در فاصله اى اندك، نقاب از چهره برمى گرفت و تا آن جا پیش مى رفت كه حاضر نبود در مجلس او حتى از عنصر تبهكار و جلادى همچون حجاج بن یوسف، خرده بگیرند.
آیا همزمانى با چنین موجود پیچیده و ابهام آلودى كه تلاشى جز پایدارى بیشتر حكومت عباسى ندارد، اما در همان حال، بزرگترین مخالف خود، یعنى شخص امام رضا(ع) را به ولى عهدى خویش برمى گزیند، آسان است؟
به هرحال، مأمون با این خصوصیاتى كه داشت، پس از رسیدن به قدرت، و به منظور پایدار ساختن اركان حكومت خود، تصمیم گرفت با امام رضا(ع) به گونه اى دیگر برخورد نماید. پس، براى امام نامه نوشت و حضرت را به ولى عهدى خود منصوب كرد. امام ابتدا از پذیرش این امر خوددارى فرمود، اما پیگیرى و پافشارى مأمون و خوددارى امام، به آن جا انجامید كه مأمون دو تن را به نمایندگى از سوى خود كه در خراسان بود، روانه مدینه كرد و آنان در نزد امام هدف خود را چنین بیان كردند:
مأمون ما را مأمور كرده كه شما را به خراسان ببریم.
امام هم كه شیوه هاى حاكمان را مى شناخت و مى دانست مأمون كه از كشتن برادر خود پروا ندارد، از این تصمیم خود دست بردار نیست، ناگزیر از ترك مدینه شد.
هجرت امام به خراسان
امام رضا(ع) هنگامى كه خود را ناچار به سفر یافت، براى این كه ناخرسندى خود را از این سفر اعلام فرماید، چندین بار در كنار حرم مطهر پیامبر اكرم(ص) حضور یافت و به گونه اى به زیارت پرداخت كه همگان فهمیدند این سفر مورد رضایت امام نیست.
یكى از شاهدان این ماجرا نقل مى كند كه امام را در حال زیارت دیدم، نزدیك رفتم و براى این كه امام در آستانه سفر است به ایشان شادباش گفتم، اما حضرت چنین پاسخ داد:
مرا به حال خود بگذار! من از جوار جدم پیامبر(ص) خارج مى شوم و در غربت از دنیا خواهم رفت!
پس از آن هم، امام همه اقوام و نزدیكان خود را فراخواند و در جمع ایشان فرمود:
بر من گریه كنید! زیرا دیگر به مدینه بازنخواهم گشت.
این امر نشان مى دهد كه امام با نقشه شوم مأمون آشنا بوده، ولى راهى جز پذیرفتن تصمیم وى نداشته است.
بارى ، امام به همراه فرستادگان مأمون مدینه را پشت سرگذاشته، رهسپار خراسان شد، جایى كه مأمون در آن جا مى كرد.
بنا به فرمان مأمون، مسیر امام از مدینه تا خراسان، به گونه اى تعیین گردید كه مردم شهرهاى شیعه نشین از دیدار امام محروم شوند. زیرا اگر شیعیان موفق مى شدند از نزدیك امام خود را زیارت كنند و با ایشان دیدار نمایند و از سخنان آن حضرت بهره مند شوند، بیش از پیش به وى ارادت مى یافتند و این خود خطر بزرگى براى حكومت مأمون به شمار مى آمد. بنابراین، شهرهاى كوفه و قم از مسیر سفر امام حذف گردید. اما در این كه امام از كدام مسیر به خراسان و شهر مرو رسیده است، میان تاریخ نویسان اختلاف است. خلاصه مسیرهایى كه براى این سفر نقل شده از این قرار است:
1 ـ مدینه، بصره، اهواز، فارس (شیراز)، اصفهان، رى ، سمنان، دامغان، نیشابور، توس، سرخس، مرو.
2 ـ مدینه، بصره، اهواز،اصفهان، كوه آهوان، سمنان، نیشابور، توس، سرخس، مرو.
3 ـ مدینه، بصره، اهواز،اصفهان، یزد، طبس، نیشابور، توس، سرخس، مرو.
4 ـ مدینه، بصره، اهواز، فارس (شیراز)، كرمان، طبس، نیشابور، توس، سرخس، مرو.
اگر به این نقشه مراجعه كنى ، مى توانى مسیر سفر تاریخى امام را بهتر در ذهن بسپارى .




طبقه بندی: زندگانی امام رضا(ع)،  حکومت امام رضا(ع)،  احادیث امام رضا(ع)،  شهادت امام رضا(ع)،  زیارت امام رضا(ع)،  داستانهایی از امام رضا(ع)،  صفات پاک امام رضا(ع)، 
برچسب ها: داستانهایی از امام رضا(ع)، صفات پاک امام رضا(ع)، زندگانی امام رضا(ع)، اخلاق نیک امام رضا، احادیث امام رضا(ع)، شخصیت سیاسی امام رضا(ع)،  

تاریخ : جمعه 19 دی 1393 | 04:40 ب.ظ | نویسنده : سحر نجف زاده | نظرات